محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
147
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
و هرچند خورده شود به چيز ديگرى تبديل نمىشود و معاد با برگرداندن اين اجزاء اصلى است . . . اين پاسخ تنها نوعى فلسفهبافى است . ( و مطارح المهالك ) اشاره به غرق شدن در درياها يا سوختن به آتش يا كشته شدن در ميدان جنگ و مانند آن دارد . ( سراعا إلى أمره مهطعين إلى معاده ) شتابان دعوت خداوند را اجابت مىكنند و به رستاخيز پاى مىگذارند ؛ همان روزى كه خداوند دربارهاش فرمود : « روزى كه نه ثروت و نه فرزندان سودى نخواهند داشت مگر آن كسى كه با قلبى پاك به سوى پروردگارش آمده باشد . » « 1 » ( رعيلا صموتا ، قياما صفوفا ينفذهم البصر ) گروه گروه و خاموش و ساكت و ايستاده و صف به صف به پيش مىآيند و خداوند بر همه آنان احاطه دارد : « آن روز كه در پيشگاه او درآييد ، هيچ چيز از شما پنهان نخواهد ماند . » « 2 » خداوند همه اعمال و پنهانكارىهاى شما را در دنيا و وضعيتتان را در آخرت مىداند . ( و يسمعهم الداعى ) همه ، صيحه رستاخيز را شنيده و اهل زمين و آسمان شتابان به سوى خدا پيش مىروند . ( عليهم لبوس الاستكانة ، و ضرع الاستسلام و الذلّة ) فروتن و افتاده ، بدون نيرو و توان نزد خداوند مىآيند و سر تسليم و خوارى براى آن يگانه قهّار فرود مىآورند . ( قد ضلّت الحيل ، و انقطع الأمل ) آن جا ديگر فرصتى براى انتخاب راه نيك و انجام آن و توبه و . . . نيست . تنها بازخواست خواهند شد و مجازات و پشيمانى برگذشتهها ، و بيچارهترين
--> ( 1 ) . يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ * إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ شعراء / 26 : 88 - 89 . ( 2 ) . يَوْمَئِذٍ تُعْرَضُونَ لا تَخْفى مِنْكُمْ خافِيَةٌ حاقه / 69 : 18 .